• کد خبر: ۱۲۹۶۴۰
  • ۱۴۰۴-۰۷-۰۵ - : ۱۲:۴۲
توصیه‌هایی در ارتباط با «داغ‌دیدگی» و سوگواری

آیا باید فرد سوگوار را به حال خود رها کرد؟

«داغ‌دیدگی»تجربه ازدست‌دادن فردی عزیز در اثر مرگ است. ما به فقدان عزیز خود با «سوگ» یعنی ناراحتی جسمانی و روانی شدید پاسخ می‌دهیم، بنابراین وقتی می‌گوییم کسی سوگوار است، منظورمان این است که کل وجود او تحت‌تاثیر قرار گرفته است.

 به گزارش اقتصاد سالم ؛ «سوگواری» نحوه ابراز افکار و احساسات فرد داغ‌دیده است که از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت دارد. هدف سوگواری مثلا مراسمی که دور هم جمع می‌شوند، این است که سوگ را پشت سر گذاشته و در دنیای بدون متوفی با زندگی کنار بیایند.

فرایند سوگواری را به جای مراحل می‌توان به‌صورت یک رشته تکالیف در نظر گرفت؛ اعمالی که باید انجام شوند تا فرد بهبود یابد و به زندگی خشنودکننده برگردد. این تکالیف عبارتند از: ۱- پذیرفتن واقعیت فقدان ۲- پایان‌دادن به عذاب سوگ ۳- سازگارشدن با دنیای بدون فرد عزیز ۴- برقراری پیوندی درونی با متوفی و ادامه‌دادن زندگی؛ با این حال افراد از نظر رفتار و زمان‌بندی پاسخ‌هایشان به سوگ با هم تفاوت دارند و اغلب بین واکنش‌های بالا، پس و پیش می‌روند.

افراد در مواجهه با احساس درهم‌کوبنده سوگ معمولا این گام‌ها را برمی‌دارند؛ ۱- اجتناب: فرد بازمانده بعد از شنیدن خبر فقدان عزیزش دچار شوک و ناباوری و احساس کرختی (که وظیفه «بیهوشی هیجانی» را برعهده دارد) می‌شود. اولین تکلیف سوگواری فرد، آگاهی از این فقدان به طرزی دردناک است. ۲- مواجهه: فرد سوگوار پس از مواجهه با واقعیت مرگ، اندوه شدیدی خواهد داشت و اغلب دچار واکنش‌های هیجانی شدید می‌شود که از جمله آنها می‌توان به اضطراب، غم، اعتراض، خشم، درماندگی،‌ ناکامی، دست‌کشیدن از فعالیت و حسرت‌کشیدن برای عزیز ازدست‌رفته اشاره کرد. پاسخ‌های رایج عبارتند از مرور جبری شرایط مرگ، پرسیدن از خود که چگونه ممکن بود از آن جلوگیری شود و جست‌وجوی معنی در آن؛ در این میان ممکن فرد سوگوار دچار حواس‌پرتی شود و نتواند تمرکز کند، همواره در فکر متوفی باشد و بی‌خواب و بی‌اشتها شود؛ رفتارهای نابودکننده خود مانند مصرف موادمخدر یا رانندگی خیلی سریع نیز ممکن است روی دهند. با پایان‌دادن به عذاب سوگ یعنی فشار ناشی از عدم‌امکان پیوستن دوباره به متوفی، فرد سوگوار به این واقعیت نزدیک‌تر می‌شود که عزیز وی از دست رفته است و سرانجام بعد از صدها یا هزاران لحظه دردناک، فرد داغ‌دیده درمی‌یابد که باید رابطه گرامی از حضور جسمانی به بازنمایی ذهنی تبدیل شود. ۳- ترمیم: سازگارشدن با فقدان چیزی بیش از یک تکلیف هیجانی درونی است و فرد داغ‌دیده باید به عوامل استرس‌زایی که پیامدهای ثانوی مرگ هستند نیز بپردازد؛ مثل ۱- غلبه بر تنهایی با رفتن به سراغ دیگران ۲-تسلط‌یافتن بر مهارت‌هایی مانند امور مالی یا آشپزی که متوفی انجام می‌داد ۳- بازسازی زندگی روزمره بدون فرد عزیز ۴- تجدیدنظر در هویت خویش از «همسر» به «بیوه» یا از «والد» به «والد فرزند متوفی». ترمیم درواقع کاهش سوگ و توجه به دنیای پیرامون است.

بر طبق دیدگاهی جدید به نام «مدل فرایند دوگانه مقابله با فقدان»، مقابله موثر ایجاب می‌کند که افراد بین «پرداختن به پیامدهای هیجانی فقدان» و «توجه به تغییرات زندگی»، نوسان کنند که وقتی این کار به‌صورت موفقیت‌آمیز انجام شود، اثر ترمیم‌کننده و شفابخش دارد. پس و پیش‌رفتن موقتا موجب حواس‌پرتی و رهایی از اندوه دردناک می‌شود. هر دو فعالیت فقدان‌گرا و ترمیم‌گرا در طول داغ‌دیدگی روی می‌دهند و مواجه‌شدن با سوگ بدون رهایی و تسکین، عواقب جدی برای سلامت جسمانی و روانی دارد. فعالیت‌های ترمیم‌گرا مثل دیدار با دوستان، مشارکت در خدمات مذهبی و فعالیت‌های داوطلبانه، استرس سوگ را کاهش می‌دهند. شوخی و خوشحالی و هیجان مثبت به سازگاری با داغ‌دیدگی کمک می‌کند. وقتی اندوه فروکش می‌کند، انرژی هیجانی به‌طور فزاینده‌ای به سمت تکلیف چهارم هدایت می‌شود؛ برقراری پیوندی نمادی با متوفی و ادامه‌دادن زندگی به‌وسیله برآورده‌کردن مسئولیت‌های روزمره و پرداختن به فعالیت‌ها و هدف‌های جدید، نیرومندکردن پیوندهای قدیمی و برقراری روابط جدید. واکنش‌های سوگ البته در روزهای جشن‌های خانوادگی یا سالگرد مرگ آشکار می‌شوند و به توجه نیاز دارند اما رویکرد سالم و مثبت به زندگی را مختل نمی‌کنند. مواجهه با سوگ ماه‌ها و گاهی سال‌ها ادامه دارد و فوران گاه و بیگاهی می‌کند.

سوگ نیز مانند مردن تحت‌تاثیر عوامل متعددی ازجمله شخصیت، روش مقابله‌کردن و زمینه مذهبی و فرهنگی قرار دارد. تفاوت‌های جنسی نیز وجود دارند؛ مثلا مردان کمتر از زنان ناراحتی و افسردگی خود را به‌طور مستقیم نشان می‌دهند و به‌راحتی جویای حمایت اجتماعی نیستند؛ عواملی که در میزان بالاتر مرگ‌ومیر آنها دخالت دارد. همچنین خاتمه‌یافتن یک رابطه دوست‌داشتنی و رضایت‌بخش به سوگ عذب‌آورتر می‌انجامد اما قطع‌شدن یک رابطه متزلزل و پر از تعارض معمولا پس‌مانده‌ای بلندمدت از خشم، گناه و پشیمانی به جای می‌گذارد. از طرفی، مرگ توام با عذاب مثلا همسر، برای بیوه او اضطراب، افکار مزاحم و حسرت بیشتری بر جای می‌گذارد.

درمورد مرگ‌هایی که معمولا در اثر قتل، خودکشی، جنگ، تصادف یا بلایای طبیعی به‌صورت ناگهانی و غیرمتنظره اتفاق می‌افتند، «اجتناب» ممکن است خیلی شدید و «مواجهه» بسیار آسیب‌زا باشد، زیرا شوک و ناباوری شدید هستند. درمقابل، فرد داغ‌دیده در مدت مرگ طولانی برای پرداختن به «سوگ‌انتظاری»، فرصت کافی داشته و می‌داند که ازدست‌دادن فرد عزیز اجتناب‌ناپذیر است و از نظر عاطفی برای آن آماده شده است؛ گرچه گاهی پرستاری بلندمدت، طاقت‌فرساست و مشاهده رنج‌کشیدن فرد عزیز از یک بیماری توان‌فرسا، اضطراب بادوامی را ایجاد می‌کند. بدون دلایل و توجیهات معنی‌دار برای مرگ، اغلب داغ‌دیدگان مضطرب و سردرگم می‌مانند؛ مثل مرگ ناگهانی کودکی سالم در اثر نشانگان مرگ ناگهانی. بیشتر مردم گرایش دارند که باور کنند رویدادهای مهم باید قابل درک و غیرتصادفی باشند، در غیر این‌‌صورت مرگ ناگهانی و غیرمنتظره می‌تواند فرض‌های اساسی درباره دنیای عادلانه، نیکخواه و قابل کنترل را تهدید کند. کسانی که جوانی را به‌خاطر خودکشی از دست می‌دهند، به احتمال بیشتری نتیجه می‌گیرند که به آن کمک کرده یا می‌توانستند مانع از آن شوند. سرزنش‌کردن خود می‌تواند موجب احساس شرم و گناه عمیقی شود. این واکنش‌ها زمانی خیلی شدید و مستمر هستند که فرهنگ یا مذهب فرد داغ‌دیده، خودکشی را به‌عنوان عملی غیراخلاقی محکوم کند.

مرگ فرزند خواه غیرمنتظره یا پیش‌بینی‌شده، سخت‌ترین فقدانی است که یک بزرگسال می‌تواند با آن روبه‌رو شود. فرزندان تداوم احساس‌های والدین نسبت به خودشان هستند، یعنی مایه امیدها و آرزوها ازجمله احساس فناناپذیری والدین. فرزندان به والدین خود وابسته هستند و آنها را به شیوه‌ای عمیقا خشنودکننده تحسین و از آنها قدردانی می‌کنند، بنابراین منبع عشق و محبت برای والدین هستند. پریشانی و احساس گناه زنده‌ماندن پس از فرزند اغلب بار سنگینی است. چنانچه زندگی زناشویی از قبل رضایت‌بخش نباشد، پس از مرگ فرزند احتمالا به جدایی می‌انجامد اما اگر والدین بتوانند معنی تازه‌ای به زندگی خود بدهند،‌ نتیجه آن می‌تواند تعهد خانوادگی محکم‌تر و رشد شخصی باشد.

سازگاری با مرگ همسر در بزرگسالان بستگی به سن، حمایت اجتماعی و شخصیت فرد دارد. اغلب سالخوردگان پس از یک دوره سوگواری شدید، کاملا سازگار می‌شوند اما جوان‌ترها نه. شاید به این دلیل که بیوه‌های سالخورده افراد زیادی در وضعیت مشابه خود دارند و اغلب به هدف‌های مهم زندگی‌شان رسیده‌اند یا با این واقعیت سازگار شده‌اند که برخی اهداف به دست نخواهند آمد. ازدست‌دادن همسر در اوایل یا اواسط بزرگسالی رویدادی غیرهنجاری است و آنها از افکار و گفت‌وگوهایی با همسرشان در چند سال اول خبر می‌دهند که بعد به هفته‌ یا ماهی یکی دو بار کاهش می‌یابد. بیوه‌های جوان علاوه بر کنارآمدن با احساس فقدان همسر اغلب باید نقش بیشتری در تسلی‌دادن به دیگران به‌ویژه فرزندان به عهده گیرند و استرس پدر-مادری مجرد و کاهش سریع شبکه اجتماعی که در طول زندگی زناشویی خود برقرار کرده‌اند را تجربه کنند.

همچنین «سوگ ابرازنشده»  احساس فقدان بدون فرصت سوگواری علنی و بهره‌مندی از حمایت دیگران است که می‌تواند فرایند سوگ را عمیقا مختل کند و وقتی شکل می‌گیرد که خویشاوندان همسر متوفی را در تشییع جنازه منع و محدود می‌کنند.

«داغ‌دیدگی گرانبار»  وقتی است که چند مرگ یک‌دفعه یا پشت سر هم تجربه شود. ضایعه‌های متعدد حتی امکانات مقابله‌کردن افراد سازگار را هم تحلیل می‌برد و از نظر هیجانی فرد را در هم می‌کوبد، به‌طوری‌که نمی‌تواند اندوه خود را برطرف کند. سالخوردگان در معرض داغ‌دیدگی گرانبار قرار دارند اما آنها با داشتن تجربه مقابله موثر، بهتر از جوانان می‌توانند تحمل کنند. مصیبت‌هایی مثل حملات تروریستی، بلایای طبیعی، قتل‌های تصادفی در مدارس یا آدم‌ربایی‌هایی که وسیعا درباره آنها تبلیغ شده است، می‌توانند موجب داغ‌دیدگی گرانبار شوند.

همدلی و تفاهم برای اینکه اغلب افراد را قادر کنند تا وظایف لازم را برای بهبودیافتن از سوگ انجام دهند، کفایت می‌کنند. گوش‌دادن صبورانه و اطمینان‌دادن به داغ‌دیدگان نسبت ‌به حضورداشتن در کنار آنها در مواقع نیاز، بهترین روش‌های کمک هستند. کمک‌گرفتن از شبکه اجتماعی موجود یا از مشاوره گروهی یا فردی، به مدیریت زندگی کمک می‌کند. پژوهش‌ها حکایت از این دارند که جلسات گروهی برای پرورش مقابله‌کردن فقدان‌گرا (مواجهه و برطرف‌کردن اندوه)، مناسب و روش فردی برای مقابله‌کردن ترمیم‌گرا (بازسازی زندگی روزمره) موثر است. مرگ‌های ناگهانی، خشونت‌آمیز و غیرقابل توجیه، ازدست‌دادن فرزند، مرگی که فرد داغ‌دیده احساس می‌کند می‌توانسته از آن جلوگیری کند و رابطه متزلزل با متوفی، چیره‌شدن بر فقدان را برای افراد داغ‌دیده مشکل‌تر می‌کند. باید به والدین و معلمان آموزش داد چگونه ناراحتی خود یا کودکان را تسلی دهند. سوگ‌درمانی یا مشاوره فردی با یک متخصص مفید است. بسیاری نمی‌دانند که مداخلات می‌توانند مفید باشند یا کمتر از آن استفاده می‌کنند.

برای برطرف‌کردن سوگ بعد از مرگ فردی عزیز می‌توان این توصیه‌ها را داشت: ۱- به خود اجازه دهید فقدان را احساس کنید و با همه افکار و هیجان‌های مرتبط با مرگ روبه‌رو شوید. برای غلبه بر سوگ تصمیم آگاهانه بگیرید و بدانید این به گذشت زمان احتیاج دارد. ۲- حمایت اجتماعی را بپذیرید؛ مثلا درآماده‌سازی غذا یا انجام کارهای روزمره. به افراد مایل به کمک، خواسته خود را بگویید تا بدانند چه کاری باید انجام دهند. ۳- درباره روند سوگ واقع‌بین باشید و انتظار مقداری واکنش منفی و شدید مثل احساس دلواپسی، غمگینی و عصبانیت را داشته باشید و بدانید این واکنش‌ها از چند هفته تا ماه ادامه دارند و گاهی چند سال بعد دوباره پدیدار می‌شوند. ۴- متوفی را به یاد آورید. رابطه خود و تجربیاتی که با متوفی داشته‌اید را مرور کنید و به خود اجازه دهید تا درک کنید که دیگر نمی‌توانید مانند گذشته با او باشید. براساس خاطرات خود رابطه تازه‌ای را برقرار کنید و از راه عکس‌ها، هدایای یادگاری، دعا و نمادها و اعمال دیگر، آن را زنده نگه دارید. ۵- وقتی آمادگی داشتید به مشغولیت‌های تازه بپردازید و روابط جدید برقرار کنید و بر کارهای زندگی روزمره تسلط یابید. مشخص کنید که چه نقش‌هایی را در نتیجه مرگ عزیز خود باید رها کنید و کدام‌یک را بپذیرید و برای گنجاندن  این نقش‌ها در زندگی خود گام‌های سنجیده بردارید؛ در ابتدا هدف‌های کوچکی مانند یک شب رفتن به سینما، قرار شام با یک دوست صمیمی یا یک هفته مرخصی و رفتن به مسافرت را تعیین کنید.

در آخر گفتنی است که ما از دانستن درباره نحوه مردن و فناپذیری خود فایده هم می‌بریم و آن این است که با آگاهی از محدودبودن عمر، انرژی‌مان را تلف نمی‌کنیم و به جای آن بر آنچه در زندگی واقعا مهم است، تمرکز می‌کنیم.

لینک کوتاه : https://eghtesadsalem.com/?p=129640
نظرات کاربران :

مطالب مندرج در بخش "کامنت"، نظراتِ مخاطبانِ سایت بوده و پایگاه خبری اقتصاد سالم قادر به تائید یا ردِّ صحت یا درستی آنها نیست و مسئولیتی در قبال این نظرات ندارد.

دیدگاه شما