• کد خبر: ۱۲۹۶۴۳
  • ۱۴۰۴-۰۸-۱۰ - : ۱۲:۴۴

محیط در دستیابی به انعطاف‌پذیری موثر است یا وراثت؟

عوامل همه ما به‌صورت در زندگی با مسائل و مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنیم که گاهی می‌توانند ما را از پا درآورند. هر کدام از ما بسته به شرایطی که در آن رشد کرده‌ایم، به‌نحوی از خود مراقبت می‌کنیم تا از پا درنیاییم و درواقع انعطاف خود را دربرابر سختی‌های زندگی از دست ندهیم.

 به گزارش اقتصاد سالم ؛ متخصصان علوم روانی و اجتماعی همیشه در پی شناختن مولفه‌هایی بوده‌اند که یک فرد به کمک آنها از خود در مقابل ناملایمات محافظت می‌کند. انبوهی از شواهد نشان می‌دهند که مخاطرات محیطی مثل فقر، تعامل‌های ناخوشایند خانواده و طلاق والدین، بیکاری، بیماری روانی و سوءمصرف مواد کودکان را برای مشکلات آتی آماده می‌کنند؛ اما چه می‌شود که برخی از این رویدادها جان به در می‌برند یا به سلامت عبور می‌کنند؟ آیا خوش‌شانس هستند؟ پژوهش‌ها درباره انعطاف‌پذیری یعنی توانایی سازگارشدن موثر درصورت وجود تهدیدهایی برای رشد به‌طور فزاینده‌ای مورد توجه قرار گرفته است، چون پژوهشگران می‌خواهند راه‌هایی را پیدا کنند تا از کودکان دربرابر تاثیرات مخرب شرایط زندگی استرس‌زا محافظت کنند. پژوهش‌های زیادی انجام شده که رابطه عوامل استرس‌زای زندگی در کودکی با شایستگی و سازگاری در نوجوانی و بزرگسالی را نشان داده‌اند. جالب است که برخی افراد از پیامدهای ناگوار مشکلات کودکی نجات یافته و محافظت شدند اما برخی مشکلات بادوام داشتند. به نظر می‌رسد ۴ عامل می‌تواند از افراد در برابر عواقب زیان‌آور رویدادهای استرس‌زای زندگی مانند فقر، تعامل‌های ناخوشایند خانواده، طلاق والدین، بیکاری، بیماری روانی و سوء‌مصرف مواد، محافظت کند.

عامل اول ویژگی‌هایی هستند که تحت‌تاثیر وراثت کودک قرار دارند و می‌توانند مواجهه با خطر را کاهش دهند یا به تجربیاتی منجر شوند که رویدادهای استرس‌زای اولیه را جبران کنند. ویژگی‌های شخصی مانند هوش بالا و استعدادهایی که از نظر اجتماعی باارزش هستند، مثل استعداد در موسیقی یا ورزش عوامل محافظت‌کننده هستند. این عوامل احتمال اینکه کودک تجربیات تقویت‌کننده‌ای در مدرسه و خانه داشته باشد که تاثیر شرایط خانوادگی استرس‌زا را جبران کنند، افزایش می‌دهند. در این زمینه خلق‌وخو بسیار قدرتمند است. کودکان دارای صفات آسان‌گیری و معاشرتی، نگرش خوش‌بینانه‌ای به زندگی دارند و از توانایی خاصی برای سازگارشدن با تغییر برخوردار هستند. این ویژگی‌ها موجب واکنش‌های مثبت دیگران می‌شوند. درمقابل، کودکانی که از نظر هیجانی واکنش‌پذیر، تندخو، تحریک‌پذیر و تکانشی هستند، اغلب عرصه را بر افراد پیرامون خود تنگ می‌کنند.

عامل دوم رابطه صمیمانه با والدین است. رابطه نزدیک و صمیمی با حداقل یکی از والدین که محبت کند، کارهای کودک را زیر نظر بگیرد و از او انتظارات بالای مناسبی داشته باشد و محیط خانه را نظم دهد، به انعطاف‌پذیری او کمک می‌کند؛ البته باید توجه داشت که این عامل از خصوصیات شخصی کودکان مستقل نیست. بزرگ‌کردن کودکانی که از نظر اجتماعی تاثیرپذیر یا آرمیده هستند و قادرند با تغییرات کنار بیایند، راحت‌تر است و به احتمال بیشتری از روابط مثبت با والدین و دیگران بهره‌مند می‌شوند. درعین‌حال برخی کودکان در نتیجه صمیمیت و توجه والدین، صفات جالب‌تری را پرورش می‌دهند.

عامل سوم حمایت اجتماعی خارج از خانواده نزدیک است. باثبات‌ترین نعمت کودکان انعطاف‌پذیر، رابطه عمیق با یک بزرگسال باکفایت و بامحبت است که لزومی ندارد والد باشد. پدر یا مادربزرگ، خاله، عمه، عمو، دایی یا معلمی که رابطه خاصی با کودک برقرار می‌کند، می‌تواند از انعطاف‌پذیری او حمایت کند؛ مثلا عمویی که زندگی زناشویی باثباتی دارد و با عوامل استرس‌زای زندگی روزمره ماهرانه برخورد می‌کند، الگوی خوبی برای کنارآمدن موثر است یا یک معلم می‌تواند برخورد ماهرانه با عوامل استرس‌زا در مدرسه را نشان دهد یا الگویی باشد که برای پیشرفت تحصیلی ارزش قائل است. معاشرت با همسالانی که از مقررات تبعیت می‌کنند و برای پیشرفت تحصیلی ارزش قائل هستند نیز با انعطاف‌پذیری ارتباط دارد اما کودکانی که با بزرگسالان روابط مثبت دارند، به احتمال خیلی بیشتری این روابط حمایت‌کننده با همسالان را برقرار می‌کنند.

عامل چهارم امکانات، فرصت‌ها و حمایت‌های جامعه مثل مدارس خوب، مراقبت‌های بهداشتی و خدمات اجتماعی مناسب و در دسترس، کتابخانه‌ها و مراکز تفریحی است که به بهزیستی والدین و کودکان کمک می‌کنند. به‌علاوه فرصت‌هایی برای شرکت‌کردن در زندگی اجتماعی، به کودکان بزرگتر و نوجوانان کمک می‌کنند تا بر ناملایمات غلبه کنند. فعالیت‌های فوق‌برنامه در مدرسه یا فرهنگ‌سراها، گروه‌های مذهبی کودکان و… مهارت‌های اجتماعی مهمی نظیر همکاری، رهبری و مشارکت در رفاه دیگران را آموزش می‌دهند. درنتیجه، شرکت‌کنندگان عزت‌نفس، مسئولیت و احساس تعهد نسبت به جامعه را کسب می‌کنند. مشارکت در جامعه مثلا انجام کارهایی در فصل تعطیلی مدارس در تابستان فرصت‌هایی را دراختیار کودکان قرار می‌دهند تا روابط معناداری برقرار کرده و شایستگی‌های تازه‌ای را پرورش دهند که این خود به انعطاف‌پذیری بیشتر کودک کمک خواهد کرد.

پژوهش‌ها درباره انعطاف‌پذیری بر ارتباط پیچیده بین وراثت و محیط تاکید دارند. کودکان و نوجوانانی که به ویژگی‌های مثبت مجهز هستند که از استعداد فطری ناشی می‌شود و تجربیات تربیتی مطلوب دارند، می‌توانند موقعیت‌های استرس‌زا را کاهش دهند. با این حال وقتی چند خطر با هم جمع می‌شوند، غلبه‌کردن بر آنها به‌طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود. برای ایمن‌کردن کودکان دربرابر عوارض ناگوار خطرهای زندگی، مداخلات نه‌تنها باید مخاطرات را کاهش دهند بلکه همچنین باید روابط حفاظت‌‌کننده از کودکان را در خانه، مدرسه و جامعه تقویت کنند. این به معنی توجه‌کردن به فرد و محیط یعنی تقویت‌کردن توانایی‌های فرد و در عین حال کاهش‌دادن تجربیات مخاطره‌آمیز است.

لینک کوتاه : https://eghtesadsalem.com/?p=129643
نظرات کاربران :

مطالب مندرج در بخش "کامنت"، نظراتِ مخاطبانِ سایت بوده و پایگاه خبری اقتصاد سالم قادر به تائید یا ردِّ صحت یا درستی آنها نیست و مسئولیتی در قبال این نظرات ندارد.

دیدگاه شما