• کد خبر: ۹۹۰۷۰
  • ۱۴۰۳-۰۴-۱۹ - : ۱۰:۴۲
تحلیل براساس انتخابات ریاست جمهوری:

پروژه “محمدباقر قالیباف” چرا و از کجا کلید خورد

انتخابات اخیر ریاست جمهوری و نتیجه آن، درس های عبرت آموزی درباره ظاهر و پشت صحنه عالم سیاست، برای نگارنده داشت که بخشی از آن را با مخاطبان به اشتراک می گذارد.

مجید معتمدی _ روزنامه نگار

به گزارش پایگاه خبری “اقتصاد سالم”، به فَکت های زیر توجه بفرمایید:

۱_ تحلیل “اضلاعِ” انتخابات اخیر ریاست جمهوری و نتیجه آن نشان می دهد که “محمدباقر قالیباف”، نقش قابل توجهی بر نتیجه این انتخابات داشته است.

۲_ با توجه به میزان آرای هر یک از کاندیداها در دور اول انتخابات، اگر قالیباف پیش از رای گیری از انتخابات کنار می کشید؛ “امکانِ” پیروزی سعید جلیلی در دور اول انتخابات، بسیار محتمل بود.

۱/۲_ در این رابطه باید به این نکات توجه کنیم که:

الف: درصد آرای سعید جلیلی در دور اول انتخابات ۳۸.۶۱ بود

ب: وی برای پیروزی در دور اول انتخابات تنها به ۱۱.۴ درصد دیگر آرا نیاز داشت

ج: این در حالی ست که درصد آرا محمدباقر قالیباف در دور اول انتخابات معادل ۱۳.۷۹ درصد بود

۳_ بنابراین آقای پزشکیان بخشی از پیروزی خود را مدیونِ تدبیر قالیباف در این انتخابات است.

۴_ البته نگارنده شخصا معتقد است که قالیباف نیز تمایلی به پیروزی سعید جلیلی و طیف حامی وی در انتخابات اخیر نداشته است.

محمدباقر قالیباف، به دیدار مسعود پزشکیان، رئیس جمهورِ منتخب ملت رفت

۵_ نیازی به بیان نیست که انتخابِ “مسعود پزشکیان یا سعید جلیلی” ۲ راهی ای بود که اگر نگوییم سرنوشت ایران را تعیین می کرد، حداقل برای ۲ دهه آینده تاثیرات کاملا متفاوتی آن هم در ۱ بزنگاه تاریخی بر سرنوشت این کُهن سرزمین می داشت.

گزارش مرتبط زیر را با کلیک بر روی تیتر آن بخوانید:

پیروز واقعی انتخابات، مسعود پزشکیان نیست / برنده اصلی را بشناسید

۶_ حال در این شرایط، این پرسش برای نگارنده مطرح است که “جریان” ی که از زمان مدیریت قالیباف در شهرداری تهران؛ تحتِ عنوان فسادستیزی، خارج کردنِ این چهره سیاسی از فضای سیاسی ایران را در دستور کار قرار داد، از کجا تغذیه شده و درنهایت چه هدفی را دنبال می کرد!؟

۷_ در این رابطه باید به این حقیقت اشاره کنیم که دنیای سیاست، “سیاه و سفید” نیست و هر سیاستمداری، مطمئنا هم نقاط ضعف و هم نقاط قوتی در دوران کاری خود داشته است.

۱/۷_ در رابطه با محمدباقر قالیباف نیز، حضور موثر در ۸ سال دفاع مقدس، کارنامه اجرایی موفق و حرکت تقریبی در مسیر میانه روی و نه افراط و تفریط؛ از نقاط مثبت کارنامه کاری وی بوده است.

۲/۷_ برخی شبهه های مالی در دوره مدیریت نیز از نقاط منفی کارنامه وی است که البته درستی یا نادرستی آن، بر نگارنده روشن نیست.

۸_ در این شرایط باید “بررسی” کرد که آن جریانی که با تابلوی فسادستیزی، به مقابله با قالیباف پرداخت و براساس تخصص و شناخت نگارنده؛ “مدعیانِ” آن نیز هیچ کدام خبرنگار و روزنامه نگارِ واقعی و حرفه ای نبودند؛ چرا ۱ کهنه سرباز جنگ را برای ادعای فسادستیزی انتخاب کردند و هدایت کننده آنها، چه جریانی بوده است؟

۹_ فرضا نیز اگر مدعیانِ مبارزه با فساد، موفق شده و قالیباف را از صحنه سیاسی ایران خارج کرده بودند؛ آیا خروجی کار آنها در انتخابات اخیر، پیروزی فردی جز “سعید جلیلی” در انتخابات ۱۴۰۳ بود؟

۱/۹_ بنابراین آیا این “احتمال” مطرح نیست که جریانی که از ۲ دهه پیش با استفاده از تابلوی مبارزه با فساد و با جلو انداختن چند جوانِ مدعی (که فاقد هرگونه سابقه فعالیت در حوزه ی خبرنگاری و روزنامه نگاری بودند و در بهترین حالت آنها را باید فعال توئیتری نامید نه خبرنگار و روزنامه نگار)؛ انتشار اخبار علیه قالیباف را آغاز کردند، درنهایت رسیدن به هدفی همچون آنچه در بالا یاد شد را، دنبال می کردند؟

۱۰_ نگارنده به این دلیل “ابهامات” فوق را با مردم به اشتراک گذاشت که یادآوری کند در حوزه سیاست و قدرت، آنچه که می بینیم را در بستری به نامِ “منافع ملی”، تحلیل کنیم و به این بیاندیشیم که تلاش برخی “محفل” ها برای بالا کشیدن ۱ چهره و کوبیدنِ ۱ چهره دیگر؛ درنهایت به نفعِ مردم و منافع ملی تمام می شود یا اینکه تنها در راستای اجرای “پروژه” ای ست که برای تامینِ منافعِ محفلی خاص و به بهای تضییعِ منافع و حقوق اکثریت برنامه ریزی شده است…

۱۱_ فراموش نکنیم که “پروژه نویس” ها، در طراحیِ پروژه ی خود؛ از سناریو و کلیدواژه های مقدس و مردم پسند استفاده می کنند و “اجرای” پروژه ی خود را به چهره های به ظاهر “مقبول و جنجالی” واگذار می کنند.

۱۲_ در چُنین آشفته بازاری، راه تشخیص حقیقت این است که رویدادها و وقایع را نه به صورت وقایع و جزیره های جدا از هم، بلکه به صورت ۱ سیستمِ بهم پیوسته و ۱ کل ببینیم و به این بیاندیشیم، که حتی آن رویدادِ به ظاهر صلاح (همچون عنوان فسادستیزی) درنهایت در چهارچوبِ کلان، به نفع مردم است یا اینکه پروژه ای ست که تنها برای تامین منافع نامشروع یک محفلِ خاص، در اقلیت و تندرو؛ طراحی و اجرا شده است.

 

لینک کوتاه : https://eghtesadsalem.com/?p=99070
نظرات کاربران :

مطالب مندرج در بخش "کامنت"، نظراتِ مخاطبانِ سایت بوده و پایگاه خبری اقتصاد سالم قادر به تائید یا ردِّ صحت یا درستی آنها نیست و مسئولیتی در قبال این نظرات ندارد.

  1. سارا گفت:

    مقصر شکست جلیلی یا بهتر بگم شکست عقل و مصالح ایران شخص قالیباف هست،
    تیم قالیباف مداح ها و منبری هایی که هیچی از سیاست نمیدونستن همراه کردن و وادار به هدایت رای های جلیلی به سمت قالیباف و جلیلی شکست دادن،
    صدرصدجلیلی دور اول انتخاب میشد، بیشترسیاستمدارها جهنمی هستن منافع شخصی برمنافع مردم ترجیح میدن ،،صندلی قدرت

  2. باراد گفت:

    درود بر مجید خان معتمدی عزیز❤
    نقد و تحلیل من در مورد تحلیل شما:
    ۱)بخاطر تعداد آرای قالیباف من اعتقاد ندارم که نقش خیلی قابل توجه ای بر سرنوشت انتخابات داشته باشد بیشتر معتقدم این انتخابات شخصی مثل قالیباف را مهره نیم سوخته برای نظام نمود
    ۲)من اعتقاد دارم اگر قالیباف هم بنفع جلیلی کنار می رفت بهیچ عنوان جلیلی نمی توانست در دور اول پیروز انتخابات شود چون همه سبد رای قالیباف بسمت جلیلی نمی رفت و بخشی از آن آرا جذب سبد رای پزشکیان میشد ولی از آن مهم‌تر دوگانه پزشکیان اصلاح طلب و جلیلی تندرو شکل می گرفت و مثل مرحله دوم بخشی از آرای خاکستری را بنفع پزشکیان به صحنه می آورد
    ۳) با تحلیل من اصلا پزشکیان مدیون قالیباف نمی تواند باشد
    ۴) با بند ۴ کاملا موافقم متاسفانه جریان پایداری بقدری تندرو و بی منطق هست که هیچکسی را جز خودشان قبول ندارند
    ۵)بخاطر تفاوت‌های ساختاری پزشکیان و جلیلی کاملا با نظر شما موافقم که انتخاب هر یک می توانست مسیر این کشور را عوض کند واقعا با سانحه سقوط هلکوپتر مرحوم رئیسی وارد بزنگاه تاریخی این مرز پر گهر شدیم
    ۶) من اختلاف کانون‌های قدرت و تعارض منافع اشخاص و گروه‌های سیاسی را مهم می دانم…
    ۷)دقیقا وقتی مسئول معصوم نیست قطعا ممکن الخطاست حالا خطای یکی کمتر و دیگری بیشتره و باید بپذیریم هر چه مسئول ارشدتر باشد خطایش می‌تواند تبعات منفی بیشتری بر مردم و جامعه گذارد
    ۷/۱ و ۷/۲) متاسفانه جناب قالیباف در هر پستی که بوده حرف و حدیث و شبهه زیادی تولید نموده که قبلا در نوشتاری برخی از آنها را در گروه نشر دادم مزید بر علت، رفتارهای خانواده و یاران نزدیکش این شبهات را بیشتر نمود هر کدام از شبهاتی که در مورد قالیباف هست اگر در مورد هر شخص دیگری از جناح اصلاح طلب بود بدون هیچ حرفی رد صلاحیت میشد ولی ظاهرا ایشان پشتیبان های قوی دارند
    ۸) قطعا رد کانون‌های قدرت مخصوصا جبهه پایداری در خراب نمودن قالیباف را نمی توان کتمان نمود
    ۹) جلیلی آنقدر تندرو و بی‌برنامه بود که بنظر من فقط در شرایطی مثل انتخابات قبل که فقط یک کاندیدای شاخص در برابر جمعی خنثی رقابت کنند می‌تواند پیروز شود و قطعا در هر انتخاباتی که بیش از ۴۰٪ مشارکت باشد نمی تواند پیروز انتخابات گردد
    ۹/۱) بنظر من یک سیاستمدار موفق باید هم خودش و هم خانواده و اطرافیانش را مدیریت کند تا آتو دست رقبا ندهند که متاسفانه قالیباف چنین نکرد
    ۱۰) احسنت منافع ملی ظاهرا حلقه گمشده رقابت‌ها و منازعات سیاسی شده در حالی‌که مبنای هر کاری باید منافع ملی باشد و چاره ای نیست باید سیاست‌های کلی نظام بر مبنای منافع ملی بازتعریف دوباره شود
    متاسفانه گروه ها و اشخاص سیاسی منافع خود و جناح و قبیله خود را ارجح تر از منافع ملی می بینند
    ۱۱) آفت این مملکت همین مقدس نمایی و ظاهرسازی و ریاکاریست و متاسفانه همه اینها پشت عناوین مقدس و باارزشی پنهان شده اند
    ۱۲) این بند را قبول دارم ولی از آن مهم‌تر این است که کسانی که می‌خواهند وارد عرصه سیاست شوند به این فکر کنند که زندگی‌ خود و خانواده و اطرافیانشان را باید در اتاق شیشه ای ببینند که همه مردم و رسانه ها در حال رصد آن هستند با این کار آدم فاسد یا مسئله دار وارد این عرصه نخواهد شد و جا برای انسانهای درستکارتر و متخصص تر باز می شود و این گونه مملکت پیشرفت می‌نماید 🙏🌹

دیدگاه شما