- کد خبر: ۱۵۰۱۰۱
- ۱۴۰۵-۰۶-۰۵ - : ۱۶:۲۵ - ۲۰۲۶-۰۸-۲۷ - : ۱۶:۲۵
نمایش عمل جنسی و ارضا در صحنه تئاتر در تهران! / فروغ فرخزاد و فرهنگ ایران چه می گوید / بترسید از روزی که به جای نمایشنامه نویسی، پوتین واکس بزنید
آنچه از صحنه ی تئاتری در تهران روایت می شود، حتی در دنیای غرب هم ممنوع است…
مجید معتمدی _
به گزارش پایگاه خبری “اقتصاد سالم”، روز گذشته یکی از مخاطبان با نگارنده تماس گرفت و روایت خود از حضور با دخترش، در صحنه یک تئاتر در تهران را بیان کرد.
به روایت زیر درباره محتوای این تئاتر توجه بفرمایید:
۱_ داستان (نمایشنامه) درباره پدر و سه دخترش است که به دلیل آنچه سخت گیری های پدر نامیده شده، تا دوران میانسالی و پیری مجرد در خانه مانده اند.
۲_ درنهایت، یک روز آنها بر سر برقراری رابطه جنسی با یک تعمیرکار در خانه؛ با یکدیگر رقابت می کنند…
۳_ و صحنه ی برقراری رابطه جنسی و حالات جزئیات ارضا شدن دختر با (جسد) مرد تعمیرکار، در روی صحنه ی تئاتر نمایش داده می شود.
در رابطه با آنچه تحت عنوان هنر والای تئاتر، در این نمایشنامه در تهران درحال رُخ دادن است (و هیچ تطابقی با واقعیت های امروزه جامعه ایرانی ندارد)
چند نکته به اختصار بیان می شود:
۱_ تخریب فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی، نام ش هرچه باشد تمدن و تئاتر نیست.
۲_ در غرب و اروپا نیز، اجرای صحنه های برقراری رابطه جنسی در مکان عمومی تحت عنوان تئاتر و بویژه در حضور تماشاگران کودک، جرم محسوب می شود.
۳_ دست اندرکاران این تئاتر حتی در این حد از فرهنگ و تمدن برخوردار نبوده اند که هشدار +۱۸، را برای این اثر هنری که خلق کرده اند، به مخاطبان بدهند تا وقتی با کودکان شان برای یک تفریح فرهنگی به تئاتر رفته اند، بدانند با چه “صحنه” هایی قرار است مواجه بشوند.
۴_ یادی کنیم از فرهنگ و تمدن ایرانی_شیعی، بویژه در حدود صد سال اخیر.
۱/۴_ تا جایی که مردم به یاد دارد، تئاتر و سینمای ایران چه پیش و چه پس از انقلاب همواره محل بروز:
الف: عشق
ب: مهر و محبت
ج: و دل دادگی
در روابط بین زن و مرد بوده است، نه نمایشنامه ای که در بالا شرح آن رفت!
۵_ بانوی شعر فارسی در شعر “فتح باغ” از مجموعه تولدی دیگر که در فاصله سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده است؛ در توصیف فرهنگ عشق ایرانی، می گوید:
آن کلاغی که پرید از فَراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی، پهنای افق را پیمود
خبرِ ما را با خود خواهد برد به شهر…
همه می دانند، همه می دانند
که من و تو، از آن روزنه ی سردِ عبوس، باغ را دیدیم
و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می ترسند، همه می ترسند، اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم و نترسیدیم
سخن از پیوند سست دو نام
و هم آغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من ست
با شقایق های سوخته ی بوسه تو
و صمیمیت تَن هامان، در طراری
و درخشیدن عریانی مان
مثل فلس ماهی ها در آب
سخن از زندگی نقره ای آوازی ست
که، سحر گاهان فواره ی کوچک می خواند
ما در آن جنگلِ سبز سیال
شبی از خرگوشان وحشی
و در آن دریای مضطرب خونسرد
از صدف های پر از مروارید
و در آن کوهِ غریب فاتح
از عقابان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد
همه می دانند همه می دانند
ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان، ره یافته ایم
ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم
در نگاهِ شرمآگین گلی گمنام
و بقا را در یک لحظه نامحدود، که دو خورشید به هم خیره شدند
سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست
سخن از روزَست و پنجره های باز
و هوای تازه
و اُجاقی که در آن اشیای بیهوده می سوزند
و زمینی که ز کِشتی دیگر بارور است
و تولد و تکامل و غرور
سخن از دستان عاشق ماست
که پُلی از پیغام عطر و نور و نسیم، بر فراز شبها ساختهاند
به چمنزار بیا
به چمنزار بزرگ
و صدایم کن، از پشت نفسهای گل ابریشم
همچنان آهو که جُفت ش را
پردهها از بغضی پنهانی سرشارند
و کبوترهای معصوم
از بلندی های برج سپید خود
به زمین می نگرند

تصویر کتاب شعرهای فروغ فرخزاد _ منتشره در سال ۱۳۴۲
پی نوشت مهم:
۱_ نگارنده، دغدغه ی عدالت / آزادی / و رفاه جامعه ایرانی را دارد _ و برای صیانت از همین گوهره _ مسئولان ذی ربط توضیح دهند چنین تئاتری چگونه مجوزهای “قانونی و اخلاقی” لازم را کسب کرده و درحال اجرا در یکی از بهترین سالن های نمایش تهران است!؟
۲_ نوشتن چنین نمایشنامه ها و اجرای چنین تئاترهایی (با هر هدفی که صورت گرفته باشد) حاصلی جز ضربه زدن به تمدن ایرانی_شیعی و منافع و مصالح این ملت بزرگ ندارد.
۳_ “آقا زاده” های ایرانی یعنی فرزندانِ تک تک ۹۰ میلیون ایرانی از هر قوم و مذهبی با هر تفکر سیاسی؛ “خانه” ای در جهان جز “ایران زمین” ندارند...
۴_ فراموش نکنیم که “انگل زاده” ها _ یعنی کسانی که در داخل و خارج با چوب تاراج زدن به منافع ایرانی _ سرمایه ها اندوخته اند؛ درنهایت در کانادا و اسپانیا و اروپا و سراسر دنیا سُکنی می گزینند و ایران را آب ببرد، آنها را خواب.
۱/۴_ این “انگل” ها، هم در داخل و در طیف مدیرانی هستند که با ظاهر انقلابی به تاراج بیت المال مشغول هستند / و هم در خارج که با ادعای دموکراسی و آزادی با پول استخبارات عربستان و موساد و مجاهدین خلق و رضا پهلوی و… دشمنان خارجی را به تجاوز همه جانبه به خاک ایران و درنهایت تجزیه ی خانه مادری تشویق می کنند.
۵_ “امانتِ چند هزارساله” اگر با قیچی دو دسته انگلِ داخلی و خارجی از بین برود، دیگر حتی نمایشنامه نویسانِ یاد شده نیز مجالی برای برگزاری چنین تئاترهایی و تبدیلِ “لطافت عشق” در فرهنگ کُهن ایرانی_شیعی به چنین سیاهی ای نخواهند داشت؛ و باید پوتینِ سربازان و مزدورانِ چندملیتی خارجی را در خیابان های تهران واکس بزنند.
۶_ یادمان نرود در تجاوزهای چند صد سال اخیر به ایران، به این مردم چه گذشت…
مطالب مندرج در بخش "کامنت"، نظراتِ مخاطبانِ سایت بوده و پایگاه خبری اقتصاد سالم قادر به تائید یا ردِّ صحت یا درستی آنها نیست و مسئولیتی در قبال این نظرات ندارد.
- نمایش عمل جنسی و ارضا در صحنه تئاتر در تهران! / فروغ فرخزاد و فرهنگ ایران چه می گوید / بترسید از روزی که به جای نمایشنامه نویسی، پوتین واکس بزنید
- کالابرگ مردادماه مشمولان احراز اقامت شارژ شد
- خدمت تعطیل نمیشود؛ بانک ملی ایران پای کار مردم
- قیمت دلار، یورو و سایر ارزها امروز پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵
- قیمت طلا و سکه امروز پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵
- جزئیات ثبت نام وام ازدواج فرزندان بازنشستگان اعلام شد
- تلویزیون آخر هفته چه فیلمهایی پخش میکند؟
- قیمت جهانی طلا امروز پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵
- کاهش قیمت نفت تداوم یافت
- جاده چالوس یکطرفه شد
- جزئیات تسهیلات نوسازی موتورسیکلتهای فرسوده


نظرات کاربران :